وبلاگ - مطالب آموزشی

0
181
چگونه می توان نوعی رابط کاربری را پیاده سازی کرد که به تصمیم گیری کاربر کمک کند؟ – بخش اول

چگونه می توان نوعی رابط کاربری را پیاده سازی کرد که به تصمیم گیری کاربر کمک کند؟ – بخش اول

ارائه بهترین تجربه کاربری یکی از مهم ترین ویژگی های هر اپلیکیشن موبایل محسوب می شود و بسیاری از اپلیکیشن ها مانند Google Now، اسپاتیفای و آمازون از طریق داده های شخصی کاربر، پیش بینی هایی را در ارتباط با ترجیحات و علاقه مندی های آنها انجام می دهند. برخی از اپلیکیشن حتی گامی فراتر گذاشته و با استفاده از این اطلاعات، به جای کاربران تصمیماتی را هم اتخاذ کرده و برای این عملیات ورودی مستقیمی از سوی کاربران دریافت نمی کنند. برای مثال، فیسبوک فید اخبار را برای هر کاربر شخصی سازی می کند و آمازون نیز محصولاتی را برای خرید پیشنهاد می دهد، در هر دوی این اپلیکیشن ها اطلاعات نامرتبط مخفی شده و تنها اطلاعاتی که به نظر آنها موردعلاقه شماست، نمایش داده می شود.

این نوع الگوی طراحی اخیرا ابداع شده و anticipatory design نام دارد و در آن انتخاب کاربر حذف شده است. هدف از این طراحی بکارگیری داده هایی در ارتباط با رفتار کاربر است که به منظور خودکارسازی فرآیند تصمیم گیری در رابط های کاربری مورد استفاده قرار می گیرد و با بهره گیری از آن، تصمیمات بیش از حد کاربران کاهش پیدا می کند و در نتیجه دردسرهای تصمیم گیری را کمتر شده و تصمیمات اتخاذشده بهبود می یابند.

این نوع طراحی جهت بهبود تجربه کاربری مورد استفاده قرار می گیرد، اما تصمیم گیری های خودکار ممکن است به مشکلاتی از لحاظ قابلیت اعتماد به اپلیکیشن منجر شود، این شرایط در صورت استفاده از Dark Patterns در رابط کاربری حادتر نیز می گردد. در این مقاله قصد داریم به جای پرداختن به Dark Patterns که به نحوی کاربران را فریب می دهد، به مواردی بپردازیم که از طریق آنها کاربر در تصمیمات خود اعتماد به نفس بیشتری خواهد یافت و این کار از طریق Light Patterns صورت می پذیرد، این الگوهای طراحی از بابت اینکه رابط های کاربری شفاف و قابل اعتماد هستند، اطمینان حاصل کرده و حتی به کاربران کمک می کنند تا تصمیمات بهتری بگیرند.

اما چرا باید برای کاربر تصمیم گرفت؟

در دنیای آنلاین امروزی، مشتریان با گزینه ها و امکانات بیشتری نسبت به گذشته مواجهند. برای مثال خرید از یک مارکت آنلاین مانند Amazon یا eBay را در نظر بگیرید. حتی با این وجود که از اول می دانیم چه می خواهیم، انتخاب کمی دشوار می شود.

تسهیل تصمیم گیری در اپلیکیشن ها

مثال دیگر سرویس های پخش آهنگ مانند اسپاتیفای می باشد که تعداد بیشماری از آهنگ ها را در اختیار کاربران خود قرار داده و برای گوش دادن به آهنگ های بیشتر، لزومی به پرداخت هزینه بیشتر نیست و انتخاب های اضافه به سرعت اضافه می شوند:

در اختیار داشتن انتخاب های بیشتر بسیار خوشایند بوده، اما این شرایط ممکن است یک تجربه دلهره آور برای کاربر ایجاد کند، زیرا یک رابطه مستقیم بین افزایش انتخاب ها و دشوار شدن تصمیم گیری حاکم است و بسیاری از افراد به این مشکل اشاره کرده اند:

Barry Shwartz’s paradox of choice

“گزینه های زیاد احتمال انتخاب یکی از این گزینه ها از سوی افراد را کاهش داده و حتی پس از انتخاب نیز ممکن است کاربران خوشحال و راضی نباشند.”

Hick’s law

“هر گزینه اضافه زمان موردنیاز برای تصمیم گیری را افزایش می دهد.”

هردوی این مطالعه ها پیشنهاد می کنند تا تعداد انتخاب ها در رابط کاربری را کاهش دهید، بدین ترتیب می توان توانایی کاربر برای تصمیم گیری را بهبود بخشیده و به ارتقای تجربه کاربری کمک کرد.

بسیاری از مقالات نوشته شده در ارتباط با دشواری های تصمیم گیری، بیان می دارند که تصمیم گیری های زیاد، کارآیی کاربر در تصمیمات مهم زندگی را کم می کند، شاید دلیل اینکه مارک زاکربرگ معروف هر روز سبک لباس مشابهی را بر تن می کند نیز همین باشد:

من می خواهم زندگی خود را از اضافات بیهوده و غیرضروری پاک کنم و تا جایی که ممکن است تصمیمات کمتری بگیرم تا بدین ترتیب بهترین سرویس را در اختیار اعضای این شبکه اجتماعی بزرگ و محبوب قرار دهم.

اما سوالی که پیش می آید این است که چگونه می توان انتخاب ها را کاهش داد، بسیاری از اپلیکیشن های امروزی بر روی کم کردن تعداد انتخاب های کاربر متمرکز شده اند و این کار از طریق دو روش صورت می پذیرد که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند.

انتخاب ها را مرتبط تر کنید

بسیاری از محصولات بر اساس ترجیحات فردی کاربر شخصی سازی شده اند و انتخاب ها را به مواردی که به کاربر مرتبطند، محدود کرده اند. این کار از طریق داده های جمع آوری شده از سوی مشتریان، هم در وب سایت و هم در پیشنهادات ایمیل شخصی سازی شده آمازون پیاده سازی شده است:

به پیش بینی تصمیمات کاربر بپردازید

پیشنهادات بالا جهت کاهش دشواری های مرتبط با انتخاب کافی نیستند، زیرا همچنان انتخاب های زیادی پیش روی کاربران قرار گرفته که فیلتر نیز شده اند، لذا می توان گامی فراتر گذاشت و به جای کاربر تصمیم گرفت و دردسر انتخاب را به طور کامل از میان برداشت. اپلیکیشن هایی مانند Google Now بسیاری از تصمیمات را به جای کاربر می گیرند.

تسهیل تصمیم گیری در اپلیکیشن ها

Google Now بسیاری از تصمیمات را در پشت پرده اتخاذ می کند و به عنوان نمونه ای از تصمیمات می توان به پیدا کردن جایی که خودروی خود را پارک کرده اید یا جستجوی نتایج بازی فوتبال اشاره کرد، این اپلیکیشن بدون اینکه سوالی از شما بپرسد، شما را از این اطلاعات مطلع می سازد.

تسهیل تصمیم گیری در اپلیکیشن ها

اسپاتیفای نمونه دیگری از این نوع رویکرد فرضی را با ساخت پلی لیست برای کاربران پیاده سازی کرده و پیش از آنکه کاربر به فکر انجام چنین کاری بیفتند، این بخش را نمایش می دهد.

این کار درست مثل این است که دوست شما هر هفته یک گلچین از آهنگ های مورد علاقه را به شما بدهد.

در این اپلیکیشن عملیات جستجو برای آهنگ های جدید و تصمیم گیری در این باره که کدام آهنگ ها به پلی لیست اضافه شود برای شما انجام شده است.

تصمیم گیری برای کاربران anticipatory design نام دارد و بسیار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، اما اینکه چگونه با کمک این نوع طراحی در کاربر حس اعتماد خلق کنیم، موضوعی است که در مطلب بعدی به آن پرداخته خواهد شد، با ما همراه باشید.

 

منبع:

https://www.smashingmagazine.com