خبرگزاری مهر- گروه هنر- علی حیدری؛ نمایش «آتشسوزیها» به نویسندگی وجدی معود و کارگردانی مرتضی میرمنتظمی در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. نمایشی که پس از مدتی نسبتا طولانی موفق به فروش کل ظرفیت این سالن ۵۷۹ نفری شده است و برای اولینبار محمدرضا خاکی مجوز اجرای این نمایشنامه را برای اجرای عمومی صادر کرد تا مخاطبان تئاتر ایران بتوانند محبوبترین و شاید مهمترین اثر معود را با ترجمه خاکی روی صحنه ببینند. میرمنتظمی پیش از این نمایش «مالی سوئینی» را در تالار وحدت به صحنه برد و مخاطبانی که اثری از میرمنتظمی دیده باشند، میتوانند درک نسبتا درخوری از شیوه کارگردانی وی به دست بیاورند و دریابند که آثار میرمنتظمی دارای چه مولفههایی است که به شکلگیری امضای او در تئاتر منجر شده است؛ طراحی صحنه مینیمال و کاربردی، بافت موسیقایی نمایش، میزانسنهای تفکیک شده و موارد دیگر، کارگردانی میرمنتظمی را شکل میدهد.
در ادامه مروری داریم بر اجرای «آتشسوزیها» و به این نکته می پردازیم که کارگردان به چه مولفههایی در زمینه متن و کارگردانی این اثر نمایشی توجه داشته است.
بهرهگیری از شیوه اجرایی مدرن؛ درامنویسی که به سینما ادای دین کرده است
چیزی که در متن معود بسیار مشخص است، دلبستگی او به سینماست، زیرا به هنگام خوانش نمایشنامه احساس میکنیم در حال خواندن چیزی مابین فیلمنامه و نمایشنامه هستیم. نوع تفکیک صحنهها در متن برای هر کارگردانی میتواند مسئله و چالش باشد، زیرا بدون درک صحیح از نوع نگرش اجرایی نویسنده به متن، امکان اجرای آن به شکل مطلوب ممکن نیست. این موضوع از خصایص دراممدرن است که متن پیوسته به اجرا وابسته است و گویی ترجمان متن در فضای اجرا معنا پیدا میکند و مخاطب صرفا با خوانش متن به درونمایه و تاثیر اجرایی اثر به میزان مکفی نمیرسد. اجرا، گواهی بر صرف زمان طولانی تحلیل متن معود توسط میرمنتظمی است و او کوشیده است که علاوه بر روان بودن روایت در اجرا و نمادزده نشدن اثر، از لحاظ کارگردانی تنوع بصری و میزانسنی را نیز شاهد باشیم. انتخاب فاصله در ارتباط میان کاراکترها رویکردی کاملا درست است، زیرا در متن معود هیچکس تا انتها به جهان نوال مروان (شخصیت اصلی) نزدیک نشده و نمیشود و این امر در شکلگیری میزانسن حتی اگر توسط مخاطب فهم نشود، تاثیر روانی را بر ذهن او میگذارد و به مرور در طی این ۱۲۰ دقیقه درک میکند که چرا هیچکس بهجز ولید (همسر نوال مروان) حق نزدیکی به نوال را ندارد و همه افراد در ارتباط با او دارای یک مرز هستند و از آن نمیتوانند فراتر بروند.

ارتباط میان مسئله گرافها در ریاضیات و اثر
در اجرا از موضوعی که شاید موضوعی فرعی تلقی شود، به درستی استفاده شده است. ژان مروان استاد ریاضیات است و به توضیح مبحث گرافها در ریاضی میپردازد، این موضوع وقتی به وسیله ویدئو مپینگ در اوایل اجرا در صحنه دیده میشود، یک هشدار اولیه برای مخاطبان صادر میکند و اگر پس از پایان اجرا کلیت نمایش را با مفهوم گرافی که در ابتدای کار رقم خورد، تطبیق بدهیم، متوجه کاربرد آن میشویم. تصویری شدن آن مهمتر از بیان شدن آن است پس اهمیت دارد که مخاطب گراف را ببیند تا بتواند آن را درک کند. کارگردان با انتخابی درست، گراف را تبدیل به نماد میکند، تا روایت اثر را که دارای محدودیتهای رئوس مختلف یک گراف است به درستی مصور کند. در درام معود همهچیز مهندسی شده است و گویی حذف هرچیز شاکله نمایشنامه را فرو میریزد و اختلالات جدی در اثر ایجاد میکند. انتخاب گراف نیز ناشی از دقت معود در انتخاب عناصر است که هر عنصر سازنده اثر به صورت تک تاکیدی معنا نمیشود و چند تاکیدی است؛ بهگونهای که هر متریال در صحنه و هر شخصیت کاربری یکسانی ندارد و پیوسته با یک تغییر شیمیایی همراه است و از شکلی به شکلی دیگر بدل میشود.
«آتشسوزیها» متنی چند لایه است
در برخورد با این متن باید به متن مرجعی که از آن الهاماتی گرفته شده است رجوع کنیم. «آتشسوزیها» از «ادیپ شهریار» سوفکل اقتباس شده است و از یک «تراژدی یونانی» به «تراژدی مدرن» بدل شده است و که در آن مولفهها و خصایص قهرمانانه اثر سوفکل کاملا از بین رفته است و این اصلیترین تمایز تراژدی یونان باستانی با تراژدی مدرن است. در تراژدی مدرن برخلاف تراژدی یونانی، «هوبریس» عامل ایجاد فاجعه نیست و ممکن است فاجعه به وسیله یک سوژه بیرونی حادث شود. بهعبارتی در دنیای مدرن تراژدی، مسئله عاملیت و فردیت به همان اندازه که مهم میشود، خوار هم شمرده میشود و دقیقا با ناتوانی در بروز همان عاملیت توسط شخصیت اصلی، هسته تراژدی مدرن شکل میگیرد. معود به طرزی این موضوع را در ساحت متن شکل داده است که عاملیت نوال مروان دقیقا در اوج بحران را نشان میدهد، دقیقا در جایی که کارایی قهرمانانه ندارد یک ستیز ۲ تاکیدی را پدیدار میکند که تاکید نخست بر ستیز با جهان بیرونی است که نوال توان مبارزه با آن را ندارد و مقلوب است و تاکید دوم بر ستیز با جهانی درونی است که تنها در درون خود میتواند برنده و فاتح باشد. اما «هامارتیا» در تراژدی مدرن حذف نمیشود و در برخی آثار یافتن آن بسیار پیچیده است، اما «آتشسوزیها» هامارتیای یکسانی با «ادیپ شهریار» دارد و دقیقا یک فرایند اقتباسی بینامتنی است که اصلیترین عامل اتصال همان هامارتیای مشترک ۲ اثر است و اگر این موضوع حذف شود، جهان نمایش فرو میریزد. تغییر جایگاه عاملپیش برنده در روایت است که در «ادیپ شهریار»، ادیپ عهدهدار این موضوع است و در «آتشسوزیها» نوال مروان.
«آتشسوزیها» در کارگردانی؛ جهانی که میزانسنها زمان را تغییر نمیدهند
دیگر نکته حائز اهمیت در نمایش، میزانسن است، میزانسن بهشکلی کاملا معاصر در جهان نمایش شکل گرفته است چون نمیشود جهان معود را با میزانسن و حرکت به معنای کلاسیک کلمه ساخت. در همین حین اهمیت «ماشینری» معنا پیدا میکند، این اجرا نیازمند به «ماشینری» است، زیرا اگر تغییر در زمان به شکل میزانسنی در حرکت بازیگر بازتاب پیدا کند، معنای اصلی اثر گم میشود و درونمایه کار و مفهوم «سیالیت» بین ۲ زمان از بین میرود بنابراین بازیگران باید به وسیله «ماشینری» تغییر موقعیت زمانی پیدا کنند. از همین رو انتخاب سالن اصلی تئاتر شهر، سنجیده است، زیرا این امکان را مهیا میکند.

بازیگرانی بدون تمنای دیده شدن
در میان بازیگران این نمایش یکدستی تقریبی وجود دارد، بهجز ۱ یا ۲ بازیگر که درکی از موقعیت دراماتیک اثر نداشتند. اما ستاره پسیانی، عباس جمالی، فرنوش نیکاندیش و بهرام ابراهیمی و دیگر بازیگران این اثر، کاملا از مختصات شخصیت و مهندسی نمایشنامه آگاه هستند و بدون هیچ اقدام اضافهای روی صحنه حضور دارند. ریما رامینفر، بهشکلی قابل توجه باورپذیر است و بازی نمیکند. این مسئله سبب گاردی در مخاطب میشود که احساس میکند ضعفی در بازی او وجود دارد اما کاملا برعکس است، رامینفر در تلاش است تا نوال مروان را در بدن خود بازنمایی کند و نه بیشتر. این دقیقا همان حلقه مفقوده بازیگری تئاتر ایران است؛ عمده بازیگران به جای مفهوم «بازنمایی» به سراغ «تقلید» آنهم نه به مثابه معنای ارسطویی کلمه، میروند که این دیگر در جهان مدرن و در تئاتر مدرن جایی ندارد.
جمع بندی؛ «آتشسوزی» یک کل منجسم است
در نهایت این نمایش از لحاظ اجرایی نمره بالایی را میگیرد و تقریبا ضعف جدی در اجرا دیده نمیشود. «آتش سوزیها» اجرای درخوری برای درک کارگردانی یک «تراژدی مدرن» است که میتواند توسط هنرجویان و دانشجویان دیده شود و مورد سنجش قرار بگیرد. تماشای «آتشسوزیها» در تئاتر امروز ایران که از لحاظ کیفی در وضع چندان مساعدی نیست و تعداد آثار باکیفیت روی صحنه در تهران به انگشتان یک دست هم نمیرسد، دارای ارزش افزودهای برای مخاطب است.
نمایش «آتشسوزیها» از ۳۱ تیر در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفته است.
ستاره پسیانی (مهمان از گروه تئاتر بازی)، عباس جمالی، ریما رامین فر، رضا بهبودی، علیرضا جعفری، فرنوش نیک اندیش، محمدعلی ابراهیمی، فرزانه میدانی، کوثر میرزانژاد، اکبر سلمانی اله دادی، مهشید زبردست، هادی احمدی و بهرام ابراهیمی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
نظرات کاربران