به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم افتتاحیه نمایشگاه «گنجینه نوین» شامل گزیدهای از آثار تجسمی گالری نوین، عصر سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، با حضور بهمن فرمانآرا، لیلی گلستان، ابراهیم حقیقی، یدالله کابلی، عینالدین صادقزاده و بهرام دبیری در محل سرسرای موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد و از امروز چهارشنبه ۲۸ مرداد پذیرای عموم علاقهمندان به هنر معاصر است.
لیلی گلستان مترجم و گالریدار پیشکسوت، در این مراسم با اشاره به تجربهای که به شکلگیری یکی از مجموعههای هنری انجامید، گفت: ماجرا از یک دیدار اتفاقی در یک مهمانی شروع شد؛ جایی که نماینده یک مجموعه اقتصادی برای حمایت از هنر اعلام آمادگی کرد. بنیاد کاوه گلستان پیشتر شکل گرفته بود اما ادامه کارش ممکن نشد و به همین دلیل پیشنهاد دادم حمایت مالی به سمت یک نمایشگاه گروهی از چند گالری برود. بعدتر بخشی از فضای اداری آن مجموعه به گالری تبدیل شد.
وی، این اقدام را نشانه نگاه مدبرانه مدیران وقت دانست و بیان کرد: چیدمان گالری، تهیه کاتالوگ و برگزاری افتتاحیه رسمی باعث شد این حرکت، رسمیت پیدا کند. چنین تجربهای بعدها به الگویی برای دیگر مجموعهها تبدیل شد و نشان داد خرید آثار هنری میتواند نوعی سرمایهگذاری و پسانداز بلند مدت باشد.
خط به مثابه منشوری چندوجهی/ رونمایی از اثر جدید یدالله کابلی
یدالله کابلی هنرمند خوشنویس خطشکسته، با مروری بر بیش از پنج دهه فعالیت هنری خود، از هنر به عنوان ژرفترین گفتگوی انسانهای صاحبذوق یاد و آن را به منشوری چندوجهی تشبیه کرد که هر وجه آن سرشار از زیبایی، مانایی و درخشندگی است.
وی تصریح کرد: هنرمند باید برای رسیدن به تعالی، همواره در تکاپوی کمالجویی باشد؛ مسیری که برای او از سالها همنشینی با بزرگان هنر تجسمی و درک ضرورتهای زمانه آغاز شد.
کابلی با اشاره به چالشهای ورود خط به فضای مدرن، گفت: من همیشه مدافع هنرهای اصیل و ملی بودم اما در عین حال جزو نخستین کسانی بودم که ضرورت ورود خط به فضاهای کاربردیتر را که امروز نقاشیخط نامیده میشود، درک کردم. این تلاش، نه از سر اجبار، بلکه از سر دوستداشتن این مسیر بود. اگر امروز در سایه برخی سیاستبازیها، نام ایران در گوشهای مهجور مانده باشد، اما در موزههای معتبر جهان، همواره شاهد درخشش عالیترین نمونههای تاریخ هنر خودمان هستیم. هنر، فراتر از مرزها، حیاتبخش و اعتبارآفرین است.
پس از صحبتهای یدالله کابلی از اثر تازه او با حضور بهمن فرمان آرا رونمایی شد.
از ممنوعیت «کالای لوکس» تا اقتصاد خلاق
مرتضی کاظمی نیز در این مراسم در تحلیلی از روند پیوند میان نهادهای اقتصادی و هنر، به چالشهای ساختاری دهههای گذشته و گذار به مفاهیم نوین اقتصادی پرداخت و در تعریف پارادایم اقتصاد خلاق گفت: وقتی تکنولوژیهای جدید در اختیار هنرمندان قرار میگیرد و آنها میتوانند خلاقیتی نو در آثارشان داشته باشند، به هنرمند این اجازه را میدهد که قدرت خلاقیتش را به افقهای بازتری نشان دهد.
وی با اشاره به اقتصاد هنر گفت: یکی از شاخههای اقتصاد جدید اقتصاد فرهنگ و هنر و اقتصاد خلاق است این شاخه در جهان یک عمر ۳۵ ساله دارد. شروع اقتصاد خلاق در انگلستان بود و عموما کشورهای توسعهیافته و کشورهای درحال توسعه سراغ برنامه ریزی برای حرکت به سمت اقتصاد خلاق رفتند. این موضوع در اوایل دهه ۸۰ آغاز شد و به مرور ادامه پیدا کرد و این جلسه هم در همان راستا است.
کاظمی بیان کرد: ۳۵ درصد بازارهای فرهنگی و هنری منطقه برای ایرانیهاست و بر اساس گزارشی ظرفیت هنرهای تجسمی در ایران بالقوه ۲۰ هزار میلیارد تومان است و راه بالفعل شدن آن ارتباط با جهان و صادرات گسترده است.
نهادهای مالی امروز؛ وارثان بازرگانان خوشذوق تاریخ هنر ایران
رضا دبیرینژاد رئیس موزه هنرهای معاصر تهران، با نگاهی به پیشینه هنر ایران، پیوند دیرینه میان اقتصاد و هنر را یادآور شد و نهادهای مالی امروز را میراثدار همان تاجران و بازرگانی دانست که روزگاری موتور خلق و گردآوری آثار هنری بودند.
وی گفت: موزه هنرهای معاصر قرار نیست صرفاً محل نگهداری آثار باشد، بلکه باید با شبکهسازی میان همه نهادهای گردآورنده، نقش معرف هنر معاصر را ایفا کند. اگر در پیشینه تاریخ هنر ایران نگاه کنیم، همیشه آثار هنری یک پشتوانه داشتهاند؛ یعنی تاجرها و بازرگانانی که اهل اقتصاد و اهل ذوق بودند، سفارش خلق اثر میدادند، حمایت میکردند و گردآوری میکردند. اگر بخواهیم پیشینه مجموعهداری، موزهداری، کلکسیونری و گالری را در کشور خودمان نگاه کنیم، باید نزد تجار و بازرگانان گذشته این مملکت ببینیم؛ در موقوفات، مجموعهها و کتابخانههای قدیمی میتوانیم به شدت اینها را مشاهده کنیم.
وی نهادهای اقتصادی امروز را ادامه همان سنت دانست و افزود: نهادهای مالی امروز، میراثدار همین بازرگانان و تجار و اهالی اقتصاد گذشته هستند. همانطور که آنها اهل ذوق بودند، اگر نهادهای اقتصادی امروز هم بتوانند اهل ذوق باشند، میتوانند هم حامی هنر باشند، هم نگهدارنده هنر و هم بانی مجموعهها و موزههایی که امروزه میشناسیم. در کمیته موزههای بانکداری جهانی هم بخش عمده مربوط به موزههای بانکی است که کلکسیونهای هنری را گردآوری کردهاند.
رئیس موزه هنرهای معاصر در تبیین مأموریت این نهاد گفت: موزه هنرهای معاصر قرار نیست محل نگهداری آثار باشد؛ باید معرف هنر معاصر باشد و این هنر معاصر را در یک شبکه معرفی کند؛ شبکهای که همه نهادهای گردآورنده و نگهدارنده، با اتصال به موزه هنرهای معاصر بتوانند گنجینههای هنری خود را معرفی کنند.
اقتصاد باید ذیل هنر تعریف شود
عینالدین صادقزاده هنرمند خوشنویس، در حاشیه آئین افتتاح نمایشگاه «گنجینه نوین»، به نقد رویکردهای سوداگرانه در بازار هنر پرداخت و با روایتی از یک تجربه شخصی در سالهای گذشته، به ماهیتِ تقلیلگرایانه برخی مجموعهداران اشاره کرد و گفت: شانزده هفده سال پیش، مجموعهداری با من تماس گرفت. پس از نیم ساعت توضیح درباره کیفیت و ابعاد کارها، وقتی پرسید چند سالتان است و پاسخ دادم ۴۰ سال، تماس قطع شد؛ چرا که گویا هنوز آنقدر جوان بودم که مرگ و در نتیجه گران شدن آثارم در آینده دور به نظر میرسید.
وی، این نوع نگاه را که هنر را نه برای تعالی، بلکه به عنوان ابزاری برای سوداگری میبیند، آسیبزا دانست و تأکید کرد: من همواره معتقدم که اقتصاد ذیلِ هنر قرار دارد و نه برعکس. اینکه در فضای گالریداری امروز، دغدغه فقط کسب انتفاع مالی باشد و به هر قیمتی کارهای نازل یا فیک ارائه شود، به هیچوجه برازنده فضای هنری ما نیست.
نظرات کاربران