0

بازگشت اشراف‌زاده‌ای که درگیر بدهی است؛ «باغ آلبالو» از دست می‌رود؟

بازگشت اشراف‌زاده‌ای که درگیر بدهی است؛ «باغ آلبالو» از دست می‌رود؟
بازدید 12


دریافت
11 MB

به گزارش خبرنگار مهر، آنتون چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴) نویسنده و نمایشنامه‌نویس برجسته روس بود که عموماً به عنوان یکی از بزرگترین داستان‌نویسان کوتاه تاریخ و از پایه‌گذاران تئاتر مدرن جهان شناخته می‌شود. او نویسنده‌ای پرکار بود که با عبور از ملودرام‌های رایج و خلق فضاهای واقع‌گرایانه، تحولی عظیم در ادبیات نمایشی ایجاد کرد. بسیاری از آثار او در سراسر جهان بارها روی صحنه رفته و اقتباس‌های سینمایی متعددی از آنها ساخته شده است. شاید معروف‌ترین و پخته‌ترین اثر چخوف در عرصه تئاتر، نمایشنامه تحسین‌شده «باغ آلبالو» باشد.

چخوف که دانش‌آموخته رشته پزشکی از دانشگاه مسکو بود کار خود را با نوشتن داستان‌های کوتاه طنز برای نشریات آغاز کرد. آثار او برای مخاطبان اغلب فاقد گره‌گشایی‌های کلاسیک، شوک‌های ناگهانی یا قهرمان‌پروری‌های مرسوم بود و به جای آن بر روان‌شناسی عمیق شخصیت‌ها، روزمرگی انسان‌ها و «زیرمتن» پنهان در دیالوگ‌ها تمرکز داشت. با این حال وی در نمایشنامه «باغ آلبالو» در مواجهه با تحولات بنیادین جامعه روسیه، رویکردی عمیقاً نمادین و تراژیک‌-کمیک را در پیش گرفت؛ داستانی درباره زوال طبقه اشراف، ظهور سرمایه‌داری و انسان‌هایی که در خاطرات گذشته گیر کرده‌اند و توان رویارویی با واقعیتِ از دست رفتن و قطع شدن درختان باغ محبوبشان را ندارند.

در ایران هم نمایشنامه‌ها و داستان‌های مختلفی از او مانند «باغ آلبالو»، «دایی وانیا»، «مرغ دریایی»، «سه خواهر»، «ایوانف» و مجموعه‌های متعددی از داستان‌های کوتاه توسط مترجمان برجسته ترجمه شده و آثارش همواره جزو محبوب‌ترین و پرکارگردان‌ترین متون در عرصه تئاتر ایران بوده است.

همچنین جواد پیشگر یک اقتباس رادیویی از این اثر را تنظیم و کارگردانی کرده است.

در نخستین قسمت از این نمایش رادیویی به ترتیب اجرا بهرام سروری‌نژاد، شیرین سپهراد، احمد لشینی، حمید یزدانی، شمسی صادقی، سیدمجتبی طباطبایی، رویا فلاحی، مهرخ افضلی و بیوک میرزایی به ایفای نقش می‌پردازند.

مهدی طهماسبی گوینده، محمدرضا قبادی‌فر افکتور و محمدرضا محتشمی صدابردار این اثر هستند.

فرشاد آذرنیا تهیه‌کنندگی «باغ آلبالو» را به‌عهده داشته است.

در خلاصه نخستین قسمت این اثر می‌شنویم:

در سرمای استخوان‌سوز و دمای سه درجه زیر صفر بامدادی، لوپاخین و دونیاشا پس از ۲ ساعت انتظار کلافه‌کننده برای رسیدن قطار، سرانجام میزبان لیوبوف آندریونا رانوسکایا و همراهانش از پاریس می‌شوند. باغ آلبالو غرق در شکوفه‌های سفید است، اما سایه سنگین حراج و بدهی‌های کلان بر سر این ملک باشکوه و اجدادی افتاده است.

مادام رانوسکایا پس از پنج سال دوری، با چشمانی اشک‌بار و احساساتی لبریز از دلتنگی قدم به اتاق دوران کودکی‌اش (اتاق بچه‌ها) می‌گذارد و غرق در رویای روزهای خوش گذشته می‌شود. در همین حین، آنیا از ورشکستگی مطلق و روزهای سخت مادرش در پاریس پرده برمی‌دارد و واریا با اضطرابی عمیق، خبر از حراج قطعی باغ در ماه اوت می‌دهد.

گذشته‌ تاریک خانواده با یادآوری غرق شدن گریشا پسر هفت‌ساله رانوسکایا در رودخانه، همچون زخمی کهنه سر باز می‌کند؛ زخمی که با حضور پتیا تروفیموف معلم سابق گریشا در عمارت، دردناک‌تر از پیش احساس می‌شود. از سوی دیگر، لوپاخینِ تاجر که خود را عمیقاً مدیون مهربانی‌های گذشته‌ رانوسکایا می‌داند، با دلسوزی در تلاش است تا راهی برای نجات او پیدا کند، هرچند که اختلاف طبقاتی و نگاه متفاوت آنها به زندگی کاملاً مشهود است.

پیشنهاد لوپاخین برای فرار از این بحران مالی عظیم چیست؟ آیا رانوسکایا می‌تواند با واقعیتِ تلخِ از دست رفتن باغ آلبالوی محبوبش روبه‌رو شود؟

باهم نخستین قسمت از نمایش رادیویی «باغ آلبالو» را با مدت زمان ۲۵ دقیقه و ۴ ثانیه می‌شنویم.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم اَپ ریویو منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *