0

بازیگران نسل جدید بسیار توانمند هستند/ مواجهه با آرزوهای سرکوب‌شده

بازیگران نسل جدید بسیار توانمند هستند/ مواجهه با آرزوهای سرکوب‌شده
بازدید 7

خبرگزاری مهر-گروه هنر-علی حیدری؛ نمایش «پایین نردبان» به نویسندگی مهران عشریه و کارگردانی فرزین محدث که این شب‌ها در تماشاخانه خورشید به صحنه می‌رود، متنی است که به جای تکیه بر روایت کلاسیک و ساختار ارسطویی، فضایی مدرن و روان‌کاوانه را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ فضایی که در آن خاطرات، امیال سرکوب‌شده و لایه‌های ناخودآگاه شخصیت‌ها در قالب تک‌گویی‌های موازی ظاهر می‌شوند. در این اثر، شخصیت اصلی، زنی ۴۲ ساله، دندانپزشک و تنهاست؛ شخصیتی که از بیرون شاید زندگی کاملی داشته باشد اما در مواجهه با امیال و آرزوهای سرکوب‌شده خود به نوعی بی‌هویتی و بحران درونی رسیده است. فرزین محدث نیز در مقام کارگردان تلاش کرده این لایه‌های روانی را از طریق بدن و توانایی‌های بازیگران روی صحنه عینیت ببخشد. از همین‌رو با نویسنده و کارگردان این نمایش به گپ‌وگفت پرداختیم.

در ادامه، گفتگو با مهران عشریه نویسنده، و فرزین محدث کارگردان نمایش «پایین نردبان» را می‌خوانید.

*اگر بخواهیم از منظر ساختار و سبک به نمایش «پایین نردبان» نگاه کنیم، این متن چه فضایی ایجاد می‌کند و شخصیت اصلی چه نسبتی با این فضا دارد؟

مهران عشریه: متن در حال ایجاد یک فضای مدرن و روان‌کاوانه است. شخصیت اصلی، یک دندانپزشک ۴۲ ساله و تنهاست که با نوعی بحران هویت مواجه شده است. فضای نمایش نیز تلاش می‌کند ناخودآگاه و امیال سرکوب‌شده‌ای را نشان دهد که شاید فراموش شده باشند، اما همچنان بر خودآگاه ما تأثیر می‌گذارند. یکی از دلایلی که متن، روایت کلاسیک ندارد و به شکل تک‌گویی‌های موازی شکل گرفته، همین است. امیال مختلف در موقعیت‌های گوناگون تلاش می‌کنند خودشان را به خودآگاه برسانند، اما شخصیت اصلی آنها را سرکوب کرده است. هرکدام از این امیال نیز داستان خودشان را دارند و در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند. نردبان هم به شکل نمادین، مسیری برای رسیدن این امیال از ناخودآگاه به خودآگاه است.

* شخصیت اصلی با وجود داشتن شرایط مناسب زندگی، در ۴۲ سالگی به بی‌هویتی می‌رسد. این بحران چه معنایی دارد؟

مهران عشریه: این زن از نظر بیرونی تقریباً همه‌چیز دارد؛ شغل خوب، شرایط مالی مناسب و امکان سفر و زندگی. اما وقتی انسان چیزی را که دوست ندارد ادامه می‌دهد و صرفاً بر اساس توانایی‌ها و مسیری که برایش تعیین شده زندگی می‌کند، ممکن است در میانسالی با آرزوهای سرکوب‌شده‌اش مواجه شود. این شخصیت با وجود داشتن همه‌چیز، به نوعی افسردگی و بی‌هویتی می‌رسد و ما را به این سؤال می‌رساند که در طول زندگی کجا تجربه‌ها، آرزوها و امیال خودمان را فراموش کرده‌ایم و حالا باید با آنها چه کنیم.

* آقای محدث، مواجهه شما با متنی که ساختار کلاسیک و روایت خطی ندارد، چگونه بود؟

فرزین محدث: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های متن این است که قرار نیست داستان را بر اساس ساختار ارسطویی روایت کنیم؛ یعنی ابتدا، میانه و انتهای مشخصی داشته باشیم. برای من این متن بیشتر یک «مود»، اتمسفر و مجموعه‌ای از موقعیت‌هاست که بر اساس عواطف انسانی و ویژگی‌های روانی شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. دنیای ذهنی هر فرد در یک موقعیت قرار می‌گیرد و من باید این دنیا را از طریق میزانسن و هدایت بازیگران روی صحنه بیاورم. در واقع این نمایش برای من یک آزمون بزرگ بازیگری هم است. هدفم این بوده که توانایی بازیگران را در نهایت تلاش و تمرینشان روی صحنه نشان بدهم؛ توانایی‌هایی که شامل ویژگی‌های جسمانی، ذهنی، خلاقیتی و بیانی می‌شود. ما مونولوگ‌هایی داریم که هرکدام از بازیگران می‌توانند به تنهایی پیش‌برنده موقعیت باشند. بنابراین کار دشواری است، به‌خصوص اینکه من با بازیگرانی کار می‌کنم که تجربه‌های مختلفی دارند، اما باید بتوانند در دنیای ذهنی من قرار بگیرند. من اسم این را «آزمون و خطا» می‌گذارم. ممکن بود در بعضی بخش‌ها موفق شویم یا نشویم، اما هر نتیجه‌ای برای من تجربه ارزشمندی بود.

بازیگران نسل جدید بسیار توانمند هستند/ مواجهه با آرزوهای سرکوب‌شده

* رابطه شما با مهران عشریه در فرآیند تبدیل متن به اجرا چگونه شکل گرفت؟

محدث: این‌طور نبود که متن را بگیرم و نویسنده را کنار بگذارم. اتفاقاً مرتب با مهران صحبت می‌کنیم. من ایده‌ای درباره طراحی صحنه یا میزانسن مطرح می‌کنم و او هم نظر می‌دهد و بررسی می‌کنیم که چطور می‌توان آن را در متن و اجرا قرار داد. حتی متن اولیه با متنی که امروز روی صحنه می‌رود تفاوت‌هایی دارد. من بر اساس فرآیند تمرین، زمان اجرا و توانایی بازیگران تغییراتی ایجاد کرده‌ام، اما این تغییرات با اطلاع و نظر مهران بوده است. برای من رسیدن به یک زبان مشترک میان نویسنده و کارگردان اهمیت دارد و این موضوع مرا به یاد دوره درخشان تئاتر این مملکت می‌اندازد، زمانی که ارتباط نویسنده و کارگردان بسیار مطرح بود، مانند ارتباط آتیلا پسیانی با محمد چرمشیر، علی رفیعی با محمد چرمشیر و … . از سوی دیگر مکان اجرا برای من اهمیت زیادی دارد. اگر در سالن دیگری بودیم، طراحی صحنه احتمالاً متفاوت می‌شد. اما اینجا ۲ ستون داریم که از آنها استفاده کرده‌ایم و یک آینه هم وجود دارد که بخشی از طراحی شده است. در واقع یک طراحی ذهنی دارم، اما آن را با فضای واقعی اجرا تطبیق می‌دهم. یکی از عناصر مهم هم تور است؛ من می‌خواهم تماشاگر آدم‌ها را از پشت یک هاله ببیند و نتواند ارتباط مستقیم و عاطفی با آنها برقرار کند. من معتقدم روان در جسم نمود پیدا می‌کند و جسم هم بر روان تأثیر می‌گذارد. بنابراین وقتی فضای روانی را روایت می‌کنم، باید آن را در جسمیت بازیگر هم نشان بدهم. اما نمی‌خواهم تماشاگر را از نظر عاطفی درگیر کنم. نمی‌خواهم صرفاً دلش برای شخصیت‌ها بسوزد. می‌خواهم بیشتر یک مشاهده‌گر باشد. به همین دلیل شخصیت‌ها از طریق توری که جلوی صحنه وجود دارد از تماشاگر فاصله می‌گیرند. این را هم فاصله‌گذاری به معنای برشتی نمی‌دانم. بازیگر از نقش خارج نمی‌شود؛ بلکه من مرز میان روایتگری و اتفاق جسمی و روانی روی صحنه را حفظ می‌کنم.

فرزین محدث: نزدیک به سه دهه است که همچنان تجربه می‌کنم. بازیگری برای من تبدیل به یک رفتار روزمره و صرفاً یک شغل نشده است. هنوز در تئاتر تلاش می‌کنم تجربه‌های تازه‌ای داشته باشم. به عنوان مدرس و کارگردان هم باید تمام چیزهایی را که خودم تمرین و تجربه می‌کنم، در اختیار بازیگران قرار دهم؛ از تمرین و ممارست گرفته تا تمرین‌های بدنی، تخیل کردن، انجام دادن، تأیید و رد کردن، کنترل و مراقبت* این ساختار روان‌کاوانه چه تأثیری بر شیوه نوشتن نمایشنامه داشته است؟

عشریه: وقتی با چنین متنی مواجهیم، خاطرات و امیال مدام در رفت‌وآمد هستند و همین باعث می‌شود ایجاز اهمیت پیدا کند. اگر شخصیتی بخواهد درباره چند سال از زندگی‌اش صحبت کند، نمی‌تواند تمام آن سال‌ها را روایت کند و باید به بخش‌های ضروری برسد. این ایجاز تا حدی در فرآیند نوشتن شکل گرفت. بخشی را می‌نوشتم و دوباره برمی‌گشتم و اضافات را حذف می‌کردم. در نهایت ساختار نمایشنامه خیلی منظم و حتی ریاضی‌وار شد؛ امیال در کنار هم قرار می‌گیرند و هرکدام احساس خودشان را بیان می‌کنند، اما در کلیت اثر، ساختار بسیار کنترل‌شده است. یکی از ویژگی‌های مهم فرزین این است که اجازه می‌دهد تجربه‌های تازه اتفاق بیفتد. معمولاً در تئاتر، به دلیل شناختی که از سلیقه مخاطب وجود دارد، خیلی‌ها سراغ مسیرهای آشنا می‌روند؛ اما اینجا مدام درباره فرم، درون‌مایه و شیوه اجرا گفتگو می‌کنیم. ممکن است من چیزی بگویم و فرزین مخالفت کند یا برعکس، اما در نهایت یک زبان مشترک شکل می‌گیرد. اینکه او حاضر است یک ایده را امتحان کند، حتی با وجود محدودیت امکانات، برای من بسیار ارزشمند است و باعث می‌شود بتوانیم تجربه متفاوتی را شکل دهیم.

* با توجه به اینکه بخشی از بازیگران نمایش از هنرجویان هستند، محدودیت امکانات و شرایط تولید چه تأثیری بر کیفیت نهایی اجرا داشته است؟

عشریه: هنرجوها تلاش زیادی می‌کنند و به نظرم آنچه را که باید، خوب ارائه می‌دهند، اما به هر حال از جایی به بعد محدودیت‌هایی در توانایی و امکانات وجود دارد. این اجرا بر اساس همین شرایط شکل گرفته است. طبیعی است اگر سالن بزرگ‌تری داشتیم و از بازیگران حرفه‌ای‌تری استفاده می‌کردیم، می‌توانستیم به ایده‌های جدی‌تری هم فکر کنیم اما معتقدم این اجرا بر اساس ویژگی‌ها و امکاناتی که در اختیار داشتیم، کیفیت خودش را دارد.

* آقای محدث، شما در این فرآیند علاوه بر کارگردانی، روی آموزش و رشد بازیگران نیز تأکید زیادی دارید. این تجربه برای خود شما چه معنایی دارد؟ باتوجه به اینکه در عمده آثاری که خروجی یک کارگاه آموزشی تئاتری هستند، ضعف کیفی و وجود مشکلات حتی در ابتدایی‌ترین موارد وجود دارد، در «پایین نردبان» این‌گونه نیست و اثر شباهتی به آثار هنرجویی ندارد.

محدث: این موضوع برای من بسیار خوشحال کننده است. وقتی یک بازیگر دوره آموزش را تمام می‌کند و وارد صحنه می‌شود، نامش بازیگر است، اما در این اجرا، هنرجوها کنار من هستند و اتفاق مهمی که برایشان می‌افتد، تجربه نظم و دیسیپلین است. نظم در یک فرآیند تمرین و آموزش شکل می‌گیرد. اگر خود من به عنوان بازیگر نظم نداشته باشم یا به موقع سر تمرین و اجرا حاضر نشوم، نمی‌توانم از هنرجو بخواهم منظم باشد. اگر خودم توانایی جسمانی نداشته باشم، نمی‌توانم از بازیگر بخواهم کارهای بدنی دشوار انجام دهد. اگر مطالعه نکنم، تحلیل نکنم و با کارگردان گفتگو نکنم، نمی‌توانم از بازیگر بخواهم ذهنیت کارگردان را درک و اجرا کند. بنابراین بخشی از این فرآیند به خود من برمی‌گردد.

بازیگران نسل جدید بسیار توانمند هستند/ مواجهه با آرزوهای سرکوب‌شده

من از سال ۱۳۷۶ درگیر بازیگری هستم و نزدیک به سه دهه است که همچنان تجربه می‌کنم. بازیگری برای من تبدیل به یک رفتار روزمره و صرفاً یک شغل نشده است. هنوز در تئاتر تلاش می‌کنم تجربه‌های تازه‌ای داشته باشم. به عنوان مدرس و کارگردان هم باید تمام چیزهایی را که خودم تمرین و تجربه می‌کنم، در اختیار بازیگران قرار دهم؛ از تمرین و ممارست گرفته تا تمرین‌های بدنی، تخیل کردن، انجام دادن، تأیید و رد کردن، کنترل و مراقبت. حتی در اجراهای اخیر، هر شب صحنه‌ها را بررسی و اندازه‌گیری می‌کنم، تمرین‌های بیانی و حرکتی را زیر نظر دارم و یادداشت می‌کنم. به نظرم فرآیند تمرین هنوز تمام نشده است. شاید اسم این مرحله را بتوان «مدرس-کارگردان» گذاشت؛ یعنی آموزش و کارگردانی همچنان در کنار هم ادامه دارند.

* این نگاه آموزشی چقدر می‌تواند به شکل‌گیری یک گروه تئاتری در آینده منجر شود؟

محدث: من معتقدم نسل بازیگران متولد اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰، آدم‌های بسیار توانمندی هستند و احتمالاً ۱۰ سال دیگر بخش مهمی از تئاتر ایران در اختیار آنها خواهد بود. این جبر زمان است. اگر من بتوانم با این نسل مدام کار کنم، با هم آزمون و خطا داشته باشیم و به یک فرآیند مشترک برسیم، شاید ۱۰ سال بعد گروهی داشته باشیم که همچنان در حال تجربه کردن باشد. گروه از اینجا شکل می‌گیرد. من نمی‌توانم بنشینم و چند نفر را دور خودم جمع کنم و بگویم این افراد گروه من هستند. گروه زمانی شکل می‌گیرد که آدم‌ها به یک نقطه مشترک ذهنی و عاطفی برسند، بتوانند با هم تجربه کنند و دوباره به یکدیگر برگردند. البته من تلاش نمی‌کنم آدم‌ها را همیشه کنار خودم نگه دارم. اتفاقاً فکر می‌کنم باید بروند و تجربه کنند. اگر دوست داشتند، دوباره برگردند. تجربه‌های متفاوت آنها برای من هم سودمند است، چون با دانش جدیدی برمی‌گردند. اگر آدم‌ها همیشه کنار یک نفر بمانند، ممکن است دچار تکرار شوند؛ تکرار عاطفی و اجرایی. وقتی مدام یکدیگر را با همان تونالیته و عواطف ثابت می‌بینند، احتمال اینکه تجربه تازه‌ای شکل بگیرد کمتر می‌شود. من تلاش می‌کنم این اتفاق نیفتد.

* یعنی شما گروه را نتیجه یک فرآیند طولانی می‌دانید، نه یک پروژه مشخص؟

محدث: دقیقاً. من هیچ‌وقت کلاس «ایده تا اجرا» برگزار نمی‌کنم با این نگاه که تعدادی آدم جمع شوند و مبلغی بدهند و من آنها را برای یک اجرای مشخص آماده کنم. در آن صورت مجبورم آدم‌ها را فقط برای همان اجرا آموزش بدهم. من به بازیگر و فرآیند طولانی‌مدت فکر می‌کنم. کسانی که در این مسیر می‌مانند، دوباره تمرین می‌کنند، دوباره خطا می‌کنند و دوباره تجربه می‌کنند. بعد می‌بینیم چه چیزی قابلیت رفتن روی صحنه دارد. اگر امکان اجرایی شدن داشت، آن را روی صحنه می‌بریم.

در موسیقی وقتی موسیقی بیش از حد شنیده شود، شاید اتفاق درستی نیفتاده باشد؛ موسیقی زمانی تأثیرگذار است که گاهی شنیده نشود اما اثر خودش را بگذارد. در این اجرا هم خوشحالم که متن بیش از اندازه خودش را بولد نکرده و در کنار آن، هنر بازیگران و کارگردانی فرزین برجسته شده است* آقای عشریه، شما پیش‌تر درباره ساختار چندلایه نمایش صحبت کردید. آیا این چندلایگی در زبان اثر هم وجود دارد؟

عشریه: به نظرم این اتفاق تا حد زیادی به شکل ناخودآگاه افتاده است. وقتی از زبان صحبت می‌کنیم، با یک زبان تک‌تأکیدی مواجه نیستیم که هر واژه فقط یک معنا بدهد. مثلاً خود واژه «نردبان» می‌تواند فراتر از معنای ظاهری‌اش عمل کند. از طرف دیگر، اگر از مفهوم چندصدایی باختین استفاده کنیم، می‌توانیم آن را به این اجرا هم مرتبط کنیم؛ البته مفهوم چندصدایی در آثار باختین بسیار گسترده‌تر از این بحث است. در اینجا هرکدام از تک‌گویی‌ها از نظر زبان و داستان، مسیر و صدای مستقل خودشان را دارند؛ مثل سازهای مختلفی که در یک کنسرت هرکدام جنس صدای خودشان را دارند، اما در نهایت در یک ساختار منسجم کنار هم قرار می‌گیرند. به نظرم در «پایین نردبان» هم همین اتفاق افتاده است. هر تک‌گویی صدای خودش را دارد، اما در کنار هم یک چندصدایی کلی را شکل می‌دهند.

* به نظر می‌رسد در این اجرا برخلاف بسیاری از تجربه‌های تئاتری، متن نه جلوتر از اجراست و نه اجرا صرفاً در خدمت متن قرار گرفته است. این رابطه را چگونه می‌بینید؟

عشریه: این نکته برای من اتفاقاً بسیار خوشحال‌کننده است. در تجربه‌های قبلی خودم، چه زمانی که متنم را خودم کارگردانی کرده‌ام و چه زمانی که دیگران کارگردانی کرده‌اند، یا به طور کلی در تئاتر، معمولاً یا متن جلوتر است یا کارگردانی و متن در کنار هم حرکت نکرده‌اند. اما اینجا احساس می‌کنم متن خودش را بیش از اندازه برجسته نکرده است. اگر بخواهم یک مثال بزنم، در موسیقی وقتی موسیقی بیش از حد شنیده شود، شاید اتفاق درستی نیفتاده باشد؛ موسیقی زمانی تأثیرگذار است که گاهی شنیده نشود اما اثر خودش را بگذارد. در این اجرا هم خوشحالم که متن بیش از اندازه خودش را بولد نکرده و در کنار آن، هنر بازیگران و کارگردانی فرزین برجسته شده است. به نظرم بازیگری و کارگردانی نه‌تنها در کنار زبان و ساختار حرکت می‌کنند، بلکه در بخش‌هایی حتی جلوتر از آن حرکت کرده‌اند. این برای من یکی از اتفاق‌های مثبت اجرای «پایین نردبان» است.

بازیگران نسل جدید بسیار توانمند هستند/ مواجهه با آرزوهای سرکوب‌شده

نمایش «پایین نردبان» به نویسندگی مهران عشریه و کارگردانی فرزین محدث اجراهای عمومی خود را از ۲۸ تیر در تماشاخانه خورشید آغاز کرده است.

حدیث ‌ارمغان، روژینا ‌اسدی، ریحانه ‌اینانلو، اکرم ‌طادی، ریحانه ‌کیهان، نسیم ‌صحرا و مهسا ‌یزدانی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

عکس‌ها از سارا عبداللهی و پرتو جغتایی است.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم اَپ ریویو منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *